تبليغاتX
ماسک

ماسک

بعضی چیزها گفتنی نیست پس می نویسم

خبر خوش

سلام به همه شما

امروز یه خبر خوشی بهم رسید..

می خواین بدونید چیه ..

امروز خبر رسید که خواهر کوچیکم دانشگاه قبول شده

خیلی خوشحال شدم

و امیدوارم  که هر کسی هر آرزویی داره زودی زود برآورده شه

مونا کوچلو بهت تبریک میگم ..

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 16:20  توسط دنیا  | 

نانسی هنرپیشه شد

 

نانسی هنرپیشه شد

سلام دوستان

یک خبر جدید براتون دارم که امروز تو اینترنت دیدم.

خواننده برتر و والای لبنانی نانسی عجرم یک پیشنهاد هوس برانگیزی را از تلویزیون dama در فیلم farougala wal  پذیرفته.این فیلم بر اساس زندگی شاهان مصری است که به نوعی هدایت یک انقلاب و گرفتن قدرت جدید را نمایش می دهد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 2:11  توسط دنیا  | 

عکس  جدید نانسی عجرم رو براتون گذاشتم تا از دیدنش لذت ببرید.

برای دیدن عکس به ادمه مطلب برید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 1:39  توسط دنیا  | 

چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت گرفت

 و به جاش یه زخم همیشگی رو

به قلبت هدیه کرد

 نگاه کنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی

حس کنی که هنوزم

 دوسش داری

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 15:1  توسط دنیا  | 

دوری تو

کاش در کنارت بود و اینقدر احساس تنهایی نمی کردم

و از فراغ دوریت اشک نمی ریختم

تا قبل نمی دانستم دوری از یار مهربان اینقدر طاقت فر ساست

نمی دانی شبهای فراغ و شب تاریک تنهایی ام طولانیست

اکنون در طول ثانیه های طولانی ام

بی تو بودن را بر دارم

و پایان روز من  تنها روز بارانیست

تو را می سپارم به تک ستاره آسمان هستی دلم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 22:29  توسط دنیا  | 

غم داره دل من

 

 تو که گفته شکسته دل من

مگه جام بلور دل تو

به امیدی نشسته دل من

مگه سنگ صبور دل تو

یه روزی غرق جنونه دل من

یا میگن دشت جنونه چی بگه خودش بدونه

پیش من افسانه کم بود از دل دیوانه کم بود

کی صدای دل شندیده به خدا هیچ کی ندیده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 15:0  توسط دنیا  | 

برات بازیچه بودم

 

برو بمیر دیگه دوستت ندارم

شدی سیاهی واسه روزگارم

دیگه نمی خوام واسه بی وفای

تکه ابری بشم ببارم

برو بمیر که عاشقت دیگه رفت

رفت یه دنیای دیگه بسازه

دیگه نمی خوام تو راه عشقم

دل به هر بی سرو پاهی بدم

فقط می دونم واسه تو بازیچه بودم؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 20:59  توسط دنیا  | 

بهاریی

 

عزیزم بهار آمد و من در جمع آوری

همه عشقهایی هستم که باید برای تو بیاورم

عشقی که نبودت برایم دردناک ترین دردهاست

منتظر باش که با کولی بار از شادیهایت بر خواهم گشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 14:46  توسط دنیا  | 

مسافر

     

  قلب من اتاق سرد

  یه اتاق سردو تاریک و سیاه

چشمام شده سودو سفید

چون که مردو تا آخرش چشم قشنگتو ندید

دیگه باید بریم دونبال راه خود مون

اما تو داد میزنی نرو بازم پیشم بمون

تو بگو چی کار کنم برای تو ای نازنین

تو می گی که من برم فقط همین؟

باشه ؟ما که رفتنه مون قطعی شده

به من بگو ببینم ؟

اون قلب سیاهت چرا سفید نشده؟

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 19:3  توسط دنیا  | 

زمونه

 

   

     خیال کردم یه عمر با من می مونی

        گمون کردم واسم یه هم زبونی

      نگفته بود پی یه عشق دیگست

        تا تقدیر بشه و دل بسو زونه؟

       نگفت: به فکر فرصتی دوبارست

        برای دل بریدن فکر چارست

         نگفت:به فکر تقدیر نگاها؟

       شکستن غروری پاره پارست

     حالا به مرگ من راضی نمیشه؟

   می خواد جون بکنم واسش همیشه

 به اون ظالم بگین نفرین این دل تا زنده ام به راه زندگیشه؟

درست گلیو بی کس کارم  ولی واسه خودم خدایی دارم

    برای دیدن روز عذابت دارم ثانیه هارو می شمارم؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1384ساعت 14:8  توسط دنیا  |